Monday, January 07, 2008

حوض

آن جا،
شکل ِ تمایل
به دوردست ِ مدور
در لبالب ِ منبسط حوض
کـُـن می زد و لال می آمد
صدا که در دلم شور

از آشکار و انکار
از دهشت ِ ندیدن ِ هربار

حیرتِ عمود٬
در لایِ درختانِ آن جا
در لحظه های دور

Friday, December 07, 2007

بی-من

از حالت فوق العاده ام،
تا لغزش نهان ِ جزئیات.
سر که می زند این تصویر
به سرتاسر ِ من های در جا
من مای مات،
در جا جای تن:
تن به حالت ِ من.
که شهر می شمرد، خط ِ حالت نگه می دارد
شب که می شود،
این جا مانده، آن جا می زَن
از تو زَن
و در خود بی من است،
بی خیز و بی خرام
در پارگی ِ مداوم ِ تن-تصویر
در اشکال ِ آرام

Sunday, November 25, 2007

-

سی . . . گار ِ
.
.
.
کِنت

Wednesday, August 01, 2007

مشق ِ سیاه

از گوشه ی لب تو سرازیر می شوم
به پهن های حجیم حرف
در هزارهای هلال ماه

کیست دال ِ دست ِ توست
نون نام من که می نشانی ام
میم چشم ماست که می بی نی َ ش
باز می کشـــــانی َ م
در هزار ِ دور ِ ماه
روی هم و
روی هم
مشق ِ سیاه می دوانی َم

ازگوشه ی لام لب سرازیر
باشد که در تو گیر
باشد که در تو گیر می شوم

ن

کوه از کناره ات نشانه می رود
تا سرکش ِ شکل های معطل
مـُن تـَهی به مـَن ِ مـُن تـَظر
آن چه که کوتاه می شود: نام من

که نمی گویی و یاد نمی آورم
نمی خوانی و نمی دانم
نمی مانی و نیست
نمی نم و نا
نی
ن، نام همه ست،
که آن جا ایستاده است

Sunday, May 06, 2007

از/تا نطفه

خیـــــز و
به دریا می اندازیـَم

در شگفتی پوست

برمی غرقم به عمق
با تن ِ رهای ِ انحنا
قعر و شدت ِ وسیع ِ ساکت ِ سنگین
آبی ِ گشاد ِ خاطره:
موج می شود تمام بطن مادرم
در غلظت ِ بدیع
نطفه در بر
که می گیـــــرم
.

Monday, April 23, 2007

...

آنکه منتظر می ماند،
از رفتن و هدر رفتن
می دا ند

Friday, March 16, 2007

شب

هذیان حرکتی
در چرخشی و دست
تاب می خورد هوا و تاب می خورد
حرف به ته می رسد
پُر که تاب، که پُرتاب می شود
دست مشق ِشب ش تاب
انتهای حرف که پرتاب ِتاب ِتب
حرف که حرکت
دست که هذیان گرفته است

Thursday, February 08, 2007

تا دور

از چنانِ لحظه ای بگو
تا جا بگیری ام
دور و دورتـــر و دورتـــر و دور
لحظه ای که باز می شود
جا و بـــازتــــر و بـــــــاز
در کوریِ این وقت،
از چنانِلحظه ای بگو
از گاهِ خواندنی
هریاد که می آوری ام

تر

بی قصدی از راه
بر قصه که طــــــــــــــــــول می شود،
.
.
.
خاطر که حزین و ...
همین

Saturday, January 20, 2007

زنهار

جداً عجیب نیست؟
زنهاری از ایجاد،
بر پوست گشاد و گشادتر
از سعی مجدد که بر
- و باز-
گردد؟

Saturday, January 13, 2007

ِ

ِِ شکلت به اتفاق
من که در میان
- دور و نما می رود-
،باز و از توان
آری
.گرفت

Wednesday, December 27, 2006

میم و نون

طرحی از خون و
طرحی از جنون
،بر صفحه ام مدام که پیدات می شود
سلب محیط می کنی و
نام می بری
از هر چه میم و نون
،مطرح که می شوم
جا را نشانه می روم و
،حرف می دهم
جن های مستطیل
.هر بار که اصرار می کنند

تنها،صدا

صدا
و هر چه تمام تر
که باز
می ماند
و باز می ماند
،از به جای
با وجود هر چه اتفاق
،گنگ می رود تنها
باز می رود
،در انتهای حلق
.تلخ می شود

Monday, December 11, 2006

این جا 2

،در حال ِ شرح
بر ابتدای ِ سطر ِ انکار
که ممتــــــــــــــــــــــــد و نمی رسد
،جا می دَوانـَدَم
،و دوباره، این جا می خوانـَدَم
و این جا
و این جا
تا از جهت بیفتم و
،کار می گیردم دوباره
.بدون ِ تکرار

این جا 1

این جا
و من که به ثانیه می افتم
تمام. و باز من
و باز من
و باز
می شود به من٬
خاطره ی خاطره ام.

Tuesday, November 28, 2006

راه

،سر بر تمام ِ راه
.سر بر کدام، گم
این جا و فاصله
گم از کدام ِ راه می شوم
یا آن چه در تمامی ِ تن خانه می شود
راه از تمام می شود و تن از آن من
- در حفظ ِ فاصله -
که شکل ِخانه بر تن ِ من
سر که می کشد

Thursday, November 16, 2006

چه طور

باتو چه ام هست؟ -
...رسوایی تمام، برپایی مدام -

Thursday, November 09, 2006

بی-شرح

شرح بی صدا و لب نمی زنیم
حرف و حرف و حذف
،آن چه ریزد و رَوَد
می ری زد و هرگز نمی ما ند
می ما زد و نمی
ما ند و
،ما که عاقبت
چگونه پخته می شود
،طاقت کلام
در شکل بی صدا
.همواره، بی سلام

قرمز

برای دوستم، آرمین


.امکان نه قرمز
،که می چرخد در جهت چیز دیگری
،یا جهت لحظه ای
.که چرخ می زند همین اطراف
،و یا چیز دیگری
که رنگ می دهد به ساعتی
،یا چرخ ایستاده ای
.که فکر می کند
،و یا حتی چیز ساده ای
مثل امکان قرمزی
،که چرخ می رود
،خالی می گردد
.بر می گردد